افسردگی و راه های مقابله با آن

مطالب دیگر:
📜دانلود پاورپوینت درس 14 علوم نهم (جانوران مهره دار)📜دانلود افکت سه بعدی فتوشاپ📜قدم چهارم موفقیت در فوتبال بدون پارتی تضمینی📜سقف کوبیاکس📜تاریخچه خودرو📜دانلود پاورپوینت جلسه بررسی روند تراز تجاری ایران و سوریه📜دانلود پاورپوینت جوجه کشی📜پاورپوینت جوشكاري در صنعت ساختمان📜دانلود پاورپوینت جیوه📜دانلود پاورپوینت چادر و برپائی آن📜دانلود پاورپوینت چارچوب مفهومی مدیریت بیمارستان📜آموزش پروژه محور ساخت برنامه قرآنی اندروید📜پاورپوینت چالشهای ثبت اختراع📜دانلود پاورپوینت چالش‌هاي توليد ملي📜دانلود پاورپوینت چگونگی تبدیل عضله به گوشت وعوامل موثر بر آن📜دانلود پاورپوینت چگونگی رشد هنر در تمدن اسلامی و تأثیر آن بر تمدن غربی📜دانلود پاورپوینت حافظه های الکتریکی📜دانلود پاورپوینت حاکمیت بالینی چیست؟📜دانلود پاورپوینت حرکات اصلاحی بدن📜دانلود پاورپوینت حسابداران دادگاهی و عدالت📜دانلود پاورپوینت حسابداری پیشرفته ۱📜دانلود پاورپوینت حسابداری شعب📜دانلود پاورپوینت حسابداری مالیات بر ارزش افزوده📜دانلود پاورپوینت حسابداري مالياتي📜دانلود پاورپوینت حساسيتهاي موتور EF7 و مراقبتهاي لازم
افسردگی,روانشناسی,مقابله با افسردگی|50477705|pog
نمونه ی دیگری از مجموعه فایل ها با عنوان افسردگی و راه های مقابله با آن آماده دریافت می باشد برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

این متن شامل 76 صفحه می باشد



بسیاری از انسان ها قادر به حل مساله و برطرف کردن ، به حداقل رساندن و یا تحمل استرس نمی باشند و معمولاً از مقابله های ناکارآمد، ناسازگار و مضری استفاده می کنند که باعث بروز استرس های بیشتری می گردد که اثرات آنها وخیم تر و عظیم تر از استرس اولیه است.


افراد افسرده نسبت به آينده ديد انعطاف پذيري ندارند. آنها احتمالاً بيشتر از افراد غير افسرده آينده خود را منفي مي بينند و به نظرشان احتمال دستيابي به تجارب خوشايند كمتر است به همين دليل افراد افسرده به جاي تلاش براي دستيابي به موفقيت هاي با ارزش در آينده تمام نيروي خود را صرف اجتناب از موقعيت هاي ناخوشايند موجود مي كنند ( ورتهايم [1] ، 1983).


افراد افسرده احساس غمگيني مي كنند چون مشكلات خود را پايدار [2] ، كلي [3] و دروني [4] تلقي مي كنند ( هايمبرگ ، ورميليا، دوج [5] ، بيگر . و پارلو 1987؛ پترسون و سليگمن ، 1987؛ رپس [6] ، پترسون ،‌رينمارد، ابرامسون [7] و سليگمن [8] 1982؛ سوييني [9] و همكاران 1986) :


پايداري : افراد افسرده رويدادهاي منفي زندگي شان را هميشگي و پايدار تلقي مي كنند، يعتي تغيير دادن آنها را بعيد مي دانند. افراد غير افسرده تجارب منفي را به عنوان موانع موقتي كه زياد هم طول نمي كشد در نظر مي گيرند.


كلي نگري : افراد افسرده غرق در مشكلات خود مي شوند و آنها را به همه چيز تعميم مي دهند. افراد غير افسرده مي توانند مسايل را از خود دور كنند . آنها قادرند بين رويدادهاي منفي و مثبت زندگي خود تعامل ايجاد كنند.


دروني بودن : افراد افسرده خودشان را مسئول مشكلات خود مي دانند. غير افسرده ها مسئوليـــت چيزهايــي را كه مي‌توانند تغيير دهند مي پذيرند اما خود را مسئول كامل نبودن خود نمي دانند.


به نظر جروم فرانك ( 1973) يكي از بهترين كارهايي كه روان درمانگرها مي توانند براي مراجعان خود انجام دهند كمك به آنها براي غلبه بر يأس و نا اميدي شان است . در هر مقطع معيني از زمان 20-15 درصد بزرگسالان در سطح قابل توجهي ازنشانه هاي افسردگي رنج مي برند و حدس زده مي شو دكه حدود 75 درصد بيماران بستري در بيمارستان هاي رواني را موارد افسردگي تشكيل مي دهند ( فنل۱ 1989).


در مورد اختلال افسردگی اساسی , مطالعات کلی در ممالک مختلف انجام شده است که ميزان شيوع آن را در زنان دو برابر مردان نشان می دهد. دليل چنين اختلافی ممکن است استرسهای متفاوت , زايمان , درماندگی آموخته شده [11] واثرات هورمونی باشد ( کاپلان [12] و سادوک [13] , 1988).


افسردگی در مفهوم بالينی پنج يا بيش از پنج مورد از موارد زير را در بر می گيرد :



(DSM-IV , 1994/ به نقل از فرايدنبرگ[17] ).


مطالعات اخير در حوزه افسردگی حاکی از وجود چندين عنصر متفاوت در سبب شناسی و نشانه شناسی افسردگی است. يک عنصر شناختی فعال در سبب شناسی و نشانه شناسی افسردگی در ادبيات به نام نگرانی [18] يا افکار مزاحم منفی [19] ذکر شده است.


تعدادی از مطالعات نشان داده اند که نگرانی قوياٌ با افسردگی ارتباط دارد ( می ير [20] و همکاران 1990؛ متزگر[21]و همکاران , 1990) هنگامی که افکار منفی ناخواسته به خودآگاهی فرد می آيند فشارزا و ناراحت کننده هستند. آنها ترديدهايی در مورد ارزش خويشتن [22] , دلواپسی هايی [23] در مورد آينده يا توهماتی در مورد گذشته تشکيل می دهند. چنين افکاری حس سلامت فرد را تحليل می برند و خلق منفی را افزايش می دهند. خوشبختانه به نظر می رسد که اکثر مردم قادر هستند که چنين افکار ناخواسته ای را با افکار مطلوبتری جانشين نمايند. اما به نظر می رسد که همه افراد قادر به چنين کنترل ذهنی نيستند , به گونه ای که تعدادي از افراد برای يک دوره طولانی دچار افسردگی می شوند و افکار منفی نافذ[24] و پايداری را تجربه می کنند و ممکن است افسردگی آنها ناشی از شکست ويژه در توانايی شان برای کنترل افکار منفی باشد ( ونزولاف [25] , وگنر[26] و روپر [27], 1988). از سوی ديگر وجود افکار منفی ممکن است با توانايی فرد در ايجاد راه حل های سودمند برای حل مشکلاتش تداخل کند ( نولن – هوکسما [28] , پارکر[29] و لارسون [30] , 1994).


2-1 بيان مسأله پژوهش


افراد با وقايع تنش زای زندگی , ناکامی ها و نااميدی ها روبرو می شوند؛ بعضی افراد قادرند از تجربه های ناخوشايند زندگی استفاده کنند, در حالی که ديگران در افسردگی خود باقی می مانند؛ کسانی که خود را از افسردگی نجات می دهند واجد نوعی تفکر زیر بنایی هستند بنحویکه از تدابير و راهبردهای موثرتری سود می جویند. تعدادی از پژوهشگران عوامل مشترکی را در افرادی که به احتمال زياد افسرده می شوند و هم چنين نوع مداخله آنان در حل مسائل و مشکلات زندگيشان را شناسايی کرده اند و دريافتند که از طريق سنجش همبستگی بين پاسخ های رويارويی ترجيح داده شده افراد افسرده و مقايسه راه حل های آنان با افراد غير افسرده می توان راهبردهای مؤثر مقابله با افسردگی را شناسايی کرد.


هم چنين افرادی که مهارت مسأله گشای خوبی دارند در مقايسه با افرادی که فاقد اين مهارت هستند کمتر احتمال دارد افسرده شوند. عدم توانايی در اتخاذ تصميم يکی از مشخصات عمده افراد افسرده است اين ناتوانی را می توان نوعی بی کفايتی در استفاده از مهارت های موثر در تصميم گيری يا حل مسأله به شمار آورد .دزوريلا و گلدفريد [31])1971) حل مسأله را بعنوان فرايندی رفتاری شناختی تعريف کرده اند که می تواند انواعی از پاسخ های متناوب بالقوه سودمند را جهت مقابله با موقعيت های دشوار در اختيار افراد قرار دهد. بدين جهت از اهداف آموزش به مراجعان در مهارت های حل مسأله اين می باشد که يک راهبرد جهت سازگاری کلی در اختيار آنان قرار دهد.


بررسی نزو[32] و پری [33] (1989) نشان داد که حل مسأله يک رويکرد درمانی شناختی – رفتاری است که در درمان افسردگی موثر و مفيد می باشد. افراد افسرده بر اساس مدلهای شناختی دارای ساختارها وفرايندهای شناختی افسردگی زا می باشند ( مبينی 1372).


تفکر افسردگی زای بيماران , آنها را از حل مسائل باز می دارد, هدف اصلی درمان پيدا کردن راه حل هايی برای مسائل بيمار با استفاده از راهبردهای شناختی – رفتاری است نه اينکه صرفاٌ به بيمار کمک شود, دارای تفکر منطقی گردد . لذا درمان شناختی – رفتاری را می توان نوعی حل مسأله در نظر گرفت که هدف کوتاه مدت آن تسکين نشانه های افسردگی و هدف دراز مدت آن استفاده از راهبردهای حل مسائل برا ی حل مشکلات زندگی و کاهش برهه های [34] افسردگی در آينده است فنل ( 1989).


لذا با مطالعه دقيق و بررسی علمی سبک های حل مسأله در افراد افسرده و مقايسه آن با افراد غير افسرده می توان سبک های مقابله ای متفاوت را شناسايی و ارزيابی کرد , و هم چنين پی برد که فرايندهای حل مسأله در راهبردهای مقابله ای چگونه در ساخت های شناختی افسردگی نقش داشته تا درمانگران آگاهی و توانايی بيشتری در خصوص اين فرآيند , چگونگی کنترل و کاهش آن کسب نمايند.




[1]- Werlheim


[2]- Stable


[3]- global


[4]- internal


[5]- Dodge


[6]- RaPs


[7]- Abramson


[8]- seligman


[9]- sweeng


1. Fennell


[11] Learned helplessness


[12] Kaplan


[13]Sadock


[14]insomnia


[15]Hypersomnia


[16]indeciveness


[17]Frydenberg


[18] worry


[19]Negative intrusive thoughts


[20]Meyer


[21]Metzger


[22]Self- worth


[23] Concerns


[24]Pervasive


[25]Wenzlaff


[26]Wegner


[27]Ropper


[28]Nolen- Hoeksema


[29]Parker


[30]Larson


[31]D Zurrilla & Goldfried


[32]Nezu


[33] Perri


[34]episodes